حمد الله مستوفي قزويني

107

تاريخ گزيده

اورمزد ابن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام [ 1 ] اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بعد از پدر پادشاه شد و اول پادشاهى [ از اكاسره ] [ 2 ] كه بنفس خود بديوان مظالم بنشست ، اوست . سيرت نيكو داشت و داد مظلوم دادى . مدت نه سال جهان در تحت فرمان داشت . از آثار او ، در ولايت خوزستان ، روستاهاى بسيار است . شاپور ابن اورمزد بن نرسى بن بهرام بن بهرام بن بهرام بن اورمزد بن شاپور بن اردشير بن ساسان . بوقت وفات پدر ، او هنوز متولد نشده بود و اورمزد هيچ فرزند نداشت . اركان دولت [ شبستان اورمزد ] [ 3 ] ، احتياط كردند . مادر شاپور حامله بود . پادشاهى به دو دادند . بعد از چهل روز ، شاپور متولد شد . طفل را بر تخت خوابانيدند و تاج بالاى سر او بياويختند . چون او طفل بود ، ملك پر آشوب شد . از عرب طاير غسانى لشكر كشيد و طيسفون كه تختگاه ساسان بود ، غارت كرد و نوشه خواهر اورمزد بغارت برد و زن كرد و ازو دخترى آورد . او را ملكه نام كرد . چون شاپور ، به حد مردى رسيد ، بجنگ طائر رفت . دختر [ نوشه ] [ 4 ] با او متفق شد و او را در قلعه راه داد تا طاير را بگرفت و بكشت و ملكه را زن كرد . گويند شبى ملكه در بغل شاپور ، ناليدن گرفت . احتياط كردند . برگ مورد بر زير پهلويش افتاده بود و ريش كرده . شاپور پرسيد كه ترا پرورش بچه چيز كرده‌اند كه چنين نازك اندامى ؟ گفت پدرم بيشتر [ غذاى من از مغز استخوان تازه و نبات سوده دادى ] [ 5 ] شاپور ازو برنجيد گفت با پدرى كه ترا بدين نازنينى پرورد چه وفا كردى تا با من كه پدرت را كشته‌ام چه كنى و او را نيز سياست كرد و بسيارى از قوم عرب بكشت . چون از قتل ملول شد فرمود تا شانهء اعراب [ بيرون مىكردند ] [ 6 ] و ايشان به سختى مىمردند .

--> [ 1 ] - باز در ذكر انساب ، در نسخ سه بهرام ذكر شده و ما متن نسخه ب را متن قرار داديم ، [ 2 ] - ف ، ب . [ 3 ] - در ، ف . نيست . ك : شبستان اورمزد را . ق : شبستان [ 4 ] - ف : نوشته . ر : توشه [ 5 ] - ف : از مغز استخوان تازه و نبات سوده غداى من كردى [ 6 ] - ف : مىكردند بدر .